چون و چرا در احکام الهی!

در پاسخ به كساني كه مدام براي احكام الهي چون و چرا مي آورند چه بايد گفت؟
درپاسخ اين سوال توجه به چند نكته حايز اهميت است :
1. فلسفه همه احكام و جزئيات آنها به طور تفصيلى روشن نيست و آگاهى از آن دانشى فراتر از تنگناهاى معارف عادى بشرى مى ‏طلبد. ليكن به طور اجمال، روشن است كه همه احكام الهى تابع مصالح و مفاسد واقعى در متعلق آنهاست. بنابراين در صورتى كه فلسفه حكمى را بالخصوص ندانيم، بنا بر قاعده كلى فوق بايد از آن پيروى كنيم؛ زيرا در آن يقين به وجود مصلحتى هست، هر چند بر ما ناشناخته باشد.
2- احكام فقه از يك منظر كلى دو قسم هستند:
الف- احكامى كه تعبدى محض هستند و فلسفه آنها را اگر خود شارع بيان كند براى ما روشن مى‏شود و الا در حيطه فعاليت علمى و عقلى بشر نيستند مثل دو ركعت خواندن نماز صبح يا بلند خواندن آن براى مردان.
ب- احكامى كه در اثر تفكر و تعقل بشر و پيشرفت علم فلسفه معلوم مى‏گردد مثل استحباب نمك خوردن اول غذا.
3. در يافتن فلسفه احكام، نبايد هميشه به دنبال علوم تجربى رفت و دليلى مادى و فيزيولوژيك برايش جست و جو نمود. اين فرايند كه همواره در پى يافتن مصلحت يا مفسده‏اى طبى يا فيزيكي وشيميايي... باشيم، برخاسته از نگرشى مادى گرايانه است؛ در حالى كه سازوكار حاكم بربسيارى از احكام، بر اساس مصالح معنوى و يا رابطه علي و معلولي فرامادي است كه در حوزه هيچ يك از علوم بشرى قابل تحقيق نيست و آنها با متد تجربى خود، قادر به دادن حكمى - نفيا يا اثباتا - پيرامون آن نيستند و اگر نظرى هم بدهند، بسيار سطحى است؛ زيرا چه بسا مسأله حكمتى برتر و بالاتر داشته باشد.
به عبارت ديگر در بسياري از احكام يافتن حكمت و يا علت يك حكم صرفا مبتني بر علل و عوامل مادي نيست و ثانيا تنها كساني كه به تمام ابعاد هستي علم دارند مي توانند تمام حكمت هاي احكام الهي را تبيين نمايند. از اين رو مطمئن ترين راه براي رسيدن به حكمت احكام رجوع به ايمه معصومين عليهم السلام است كه بر همه علوم مادي و معنوي احاطه دارند و در درجه دوم مي توان از يافته هاي علم تجربي نيز براي يافتن بعضي حكمت هاي مادي مدد جست .
4- در رابطه با فلسفه، چرايي وحكمت احكام، نگاشته‏هاى متعدد و پراكنده‏اى وجود دارد كه هر يك به تناسب، موضوع خاصى را مورد بحث قرارداده‏اند و با تتبع و جست‏وجوى فراوان، هر كس مى‏تواند در رابطه با موضوعى كه در دست تحقيق دارد نگاشته‏هاى مربوط به آن را پيدا كند. در اين رابطه بايد توجه داشته باشيد كه اين گونه كتاب‏ها محتوايشان جنبه فلسفه احكام دارد، نه اين كه لزوماً نام و عنوانشان نيز فلسفه احكام باشد؛ مانند: - فلسفه و اسرار حج،عبدالغفور ذوقى. - علم كلام جديد يا چهار مقاله،جواد تارا. - بيست پاسخ،در راه حق. - فلسفه اجتهاد و تقليد،محمد دشتى. - نظام حقوق زن در اسلام،شهيد مطهرى. - اقتصاد ما، ج 2 و 1،شهيد صدر. - اقتصاد ما، عباسعلى محمودى. - فلسفه روزه، سيد احمد رمضانى. - فلسفه دو حكم اسلامى. - روزه و موسيقى، سيد احمد خردمند نجفى - استاد كل وحيد بهبهانى، على دوانى. - مفاسد شراب، قمار، ربا از ديدگاه اسلام،على ربانى خلخالى - ابواب رحمت، على نمازى شاهرودى. - احكام جزايى اسلامى، عباسعلى محمودى. - خطبه حضرت زهرا(س).پاسخ به پرسش هاي مذهبي ناصرمكارم شيرازي، علل الشرايع شيخ صدوق، اسرار نماز شهيد ثانى ترجمه مهدى‏پور، اسرار الصلاة ميرزا جواد ملكى تبريزى، آداب نماز امام خمينى، پرتوى از اسرار نماز محسن قرائتى، حكمت عبادات، آيت الله جوادي آملي ، اسرار و شگفتيهاى نماز ايوب نظرى، راز نماز براى نوجوانان محسن قرائتى .
5- البته توجه داشته باشيد كه فلسفه بسياري از احكام براي ما روشن است وعقل ما بخوبي آنها را درك مي كند بعنوان نمونه ,اگر اسلام تجاوز به حريم ديگران (هر گونه تجاوزي ,زباني و...)را ممنوع كرده ,جهت آن روشن است زيرا تعدي به حريم غير تجاوز متقابل را در پي داردوسبب در گيري وكينه واختلاف ميشود . اگر اموري بعنوان فرائض براي مامعين شده ,عقل ما حسن اين اعمال را درك مي كند زيرا انجام آنها سبب تعالي روحي وسلامت جسم وآرامش روان وزنده شدن روح شكر گذاري در انسانها مي گردد كه از ديد عاقلان كار پسنديده اي است. واجبات ومحرمات كه در دين مقرر گشته به منظورتعالي وتكامل روح وپيوند افراد جامعه با يكديگر است. هر چيزي كه سبب انحطاط روحي وبهم خوردن پيوندهاي اجتماعي بشود ممنوع گرديده است,در نتيجه با نگاه دقيق ومنصفانه مي توان به فلسفه بسياري از احكام پي برد.
6- در احاديث پيامبر(ص)و ائمه(ع) نيز موارد بسيار زيادي ديده مي شود كه پيشوايان اسلام بدوآ يا پس از پرسش مردم به ذكر اسرار و فلسفه احكام پرداخته اند و كتاب معروف علل الشرايع تاليف محدث بزرگوار شيخ صدوق ـ همان طور كه از نامش پيدا است ـ مجموعه از اين گونه اخبار و مانند آن مي باشد. بنابراين هنگاميكه مي بينيم قرآن مجيد و رهبران اسلام در موارد زيادي به بيان فلسفه و اسرار احكام مي پردازند دليل بر اين است كه چنين حقي را به ما داده اند كه در اين باره به بحث بپردازيم در غير اين صورت مي بايست مردم را صريحآ از بررسي و دقت دز اين قسمت ممنوع سازند. البته به ياد داشته باشيم كه منظور از بحث و بررسي درباره اسرار احكام اين نيست كه آسمان وريسمان را به هم ببافيم و براي احكام و دستورات مذهبي با يك مشت تخيلات وحدس وگمان و فلسفه هايي سر هم كنيم. بلكه مراد از فلسفه احكام مراجعه به اصيل ترين منابع احكام (قرآن و سنت) است تا به ارزش و اهميت آثار مختلف احكام آشناتر شويم واين مساله نه تنها از اهميت و قاطعيت وعموميت آنها نمي كاهد بلكه با اشباع كردن عقل و روح انسان احكام را داخل در زندگي انسان و جزء ضروريات و نيازمنديهاي وي مي سازد.
بنابراين ما صرفا به اندازه اطلاعات وبه ميزان معلومات بشري برخواسته از كتاب و سنت در هر عصر و زمان مي توانيم فلسفه و اسرار احكام الهي را دريابيم نه همه آنها و اصولا با عمق و وسعت آن دستورات و محدوديت علم ما نبايد غير از اين انتظار داشته باشيم.
با اين مقدمه نسبتا طولاني اين نتيجه قابل ارائه است كه سئوال از چرايي احكام اشكالي ندارد لكن آنچه اشكال دارد توقع جوابي صرفا مادي و تجربي است از طرف ديگر توقع دانستن تمام حكمتهاي احكام الهي نيز توقعي بي جاست چرا كه چه بسا عقل و درك بشر نتواند به تمام جوانب حكمت هاي الهي دسترسي پيدا كند.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 13 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .